خرید بک لینک
هر روز از تویی که فکر نکنم هیچوقت این نوشته را بخوانی دورتر میشوم. "من برایت میمُردم اما وصلهی تو نبودم". خودت خوب میدانی، تو را اندازه چشمهایم دوست داشتم و خوبتر میدانی که چقدر مردمک همین چشمه

برچسب: نویسنده: بهراد ایمانی تاريخ: دوشنبه 21 بهمن 1398 ساعت: 9:06

میدانی که دوستت دارم. میشنوی صدایم را هنوز یا نه؟

برچسب: نویسنده: بهراد ایمانی تاريخ: دوشنبه 21 بهمن 1398 ساعت: 9:06

سال ۹۷. دوازده روز مانده به بهار. مطلب ۲۷۲ام وبلاگام است. نوشته ۱۹۱امِ وبلاگ عنوانش سال ۹۶ بود و متناش اتفاقات ۹۶. نزدیک به یک سال گذشت؛ یکسالی که ساده نبود. شبیه سکانسهایی از یک فیلم سینمایی ۱ سا

برچسب: نویسنده: بهراد ایمانی تاريخ: سه شنبه 13 فروردين 1398 ساعت: 23:00

هر چه که به دست باد سپرده شود زیباست؛ مثل آن شال قرمز من، وقتی که دور شدنت را میدید. مثل تو، که در غروب آخرین چهارشنبه سال، میرفتی که بروی. مثل من، که هنوز وسط پیادهروی روبروی پارک لاله ایستادهام

برچسب: نویسنده: بهراد ایمانی تاريخ: سه شنبه 13 فروردين 1398 ساعت: 23:00

با دست که صندلی رو هل دادی عقب و حتی برنگشتی بهم نگاه کنی و از در زدی بیرون، فهمیدم که نبودنت یعنی چی. حالا من اینجام؛ مغموم، شبیه این صندلی روبروم. به هیچ جایی تعلق ندارم و بی مفهوم شدم بدون تو. زندگ

برچسب: نویسنده: بهراد ایمانی تاريخ: سه شنبه 13 فروردين 1398 ساعت: 23:00

تمام گندم زارای جهان تداعی گر تو بودن. بوی همه گندم زارا بعد اینکه بارون میزد ، من رو یاد تو مینداخت. باد که می پیچید توی شاخه هاشون و با یه ریتم آرومی می رقصیدن ، انگار تو موهات رو باز کرده بودی و با

برچسب: نویسنده: بهراد ایمانی تاريخ: سه شنبه 13 فروردين 1398 ساعت: 23:00

در قفس دستانم، پرندگانی زندهاند که هنوز شوق پرواز دارند و من، می نویسم که در رگ هایم به پرواز درآیند و سرخوشانه، با حسِ رهایی صبح های خیلی زود، آواز بخوانند و آزاد شوند. من خواستم نویسنده شوم، تا دس

برچسب: نویسنده: بهراد ایمانی تاريخ: سه شنبه 13 فروردين 1398 ساعت: 23:00

هیچوقت انقدر علنی از رفتن ننوشته بودم. از دیگر تحمل نکردن ام. از غمی که شبیه چاقو از درون مرا میخراشد. فکر میکنم باید رفت، باید در اوج بیرحمی، به تک تک خاطراتت و آدم هایی که دو سال را گذرانده ای در

برچسب: نویسنده: بهراد ایمانی تاريخ: سه شنبه 13 فروردين 1398 ساعت: 23:00

صفحه بندی